2777
2789
عنوان

عشق سابق

| مشاهده متن کامل بحث + 522 بازدید | 54 پست
الان باکسی هستی شما برا ازدواج

نه عزیزم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اگه باکسی هستی که عمرا طرفت بیاد اگه جداشدی اون ازین قضیه باخبر نشده برو حالا شاید سخت باشه وزمان بر ...

بعد اون با کسی نبودم هیچوقت اما حتی دیگه فکر برگشتنم نمیکنم.چون وقتی بهم نیازداشت تنهاش گذاشتم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

فقر خونوادم ازم یه ادمی ساخت که بیشتر از اونکه خود ادما رو ببینم اول شرایطشو نگا میکردم.بجز همون یبار که خودشو خواستم

اما کاش منم فقرو تجربه نمیکردم.همین باعث شده هزار تا عقده تو دلم باشه و بگم نمیخام ایندمم مثه قبلنم باشه

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

تو ک نمخاستیش برای ازدواج چرا اینکارو کردی چرا رابطرو شروع کردی میدونی چقد میتونی ب ی ادم ضربه بزنی تو مثل ی قاتل میمونی چون روح ی ادمو کشتی میدونی چقد اونو نسبت ب زن ادما و حتی زندگیش بدبین کردی اون شاید دیگ ب هیچ کس اعتماد نکنه اگر واقعا میدونستی دوست داشتن و احساسات چقدمسئولیت داره هیچ وقت ادامه نمیدادی از همون اول ردش میکردی 

چرا ما ادما باید بازیچه دست یکی باشیم در اخر چرا انقدر دردناکه بودن باادما چرا تهش نابود میکنین پس میزنین 

تو ک نمخاستیش برای ازدواج چرا اینکارو کردی چرا رابطرو شروع کردی میدونی چقد میتونی ب ی ادم ضربه بزنی ...

میشع سرزنشم نکنی؟من خودم امشب به حدی حالم بده که اومدم اینجا دربارش حرف بزنم 

من از اول دوسش داشتم اینو خودشم خوب میدونست.اما از یجایی به بعد اراینکه همش به در بسته میخورد خسته شدم.گفتم دیگه نمیتونم.داشتم افسردگی میگرفتم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

بعد اون هرکی اومد بااون مقایسش میکردم .دنبال ادمی بودم شبیه اون.ولی مگه یکی میتونه منو دوباره همونقد دوس داشته باشه

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

تجربه مشابه داشتم من ازدواج کردم و بعد ک به مشکل خوردم تو اینستایی ک خودم بلاکش کرده بودم بهش ریکوئس ...

من ازهمین میترسم

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

میشع سرزنشم نکنی؟من خودم امشب به حدی حالم بده که اومدم اینجا دربارش حرف بزنم من از اول دوسش داشتم ای ...

برو دنبالش تا دیر نشده ازدواج کنه بدجور پشیمون میشی که چرا برنگشتی بهش

روزگارم برخلاف آرزوهایم گذشت

شاید اون منتظر باشه شما برگردی تا متاهل نشده تلاشتو بکن یه قرار بزار بیرون باهاش صحبت کن اگه یه زره ...

نه عزیزم بخدانمیشه

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

برو دنبالش تا دیر نشده ازدواج کنه بدجور پشیمون میشی که چرا برنگشتی بهش

وقتی خیلی بهم نیازداشت داشت درس میخوند.دربه در دنبال کار بود.اواره ی این شهرو اونشهر شده بود من نبودم تنهاش گذاشتم.الان برم چی بگم 

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108