دیدین وقتی یکی رو خیلی دوست دارین
میخواین اینقد محکم بغلش کنین که بترکه گازش بگیرین نیشگون بگیرین؟
من همین حسوبه امام رضا دارم
اون همه زندگیمه
چهار سالم بود
اواره
بابام کار نداشت
مامان گفت باید بریم مشهد بریم پیش اما رضا
رفتیم مشهد پولی نداشتیم کاری نبود از صفر صفر شروع کردیم خودمون بودیم و لباسای تنمون و یه چندرغاز پول
بابام اینقد روش فشار بود رفت خونه رو بدون اینکه ببینیمش قولنامه کرد اون لحظه قشنگی و زشتیش مهم نبود همینکه یه چاردیواری سالم بود کافی بود
بابا کار پیدا میکرد یا حقوق نمیداد
یا بیمه نبود
یا در حد توانش نبود
وسط این بدبختی
بعد عروسی داییم داداشم تشنج کرد چند ماهه بود
هیچ وقت یادم نمیره
وقتی داشتن میرفتن بیمارستان به مامانم گفتم مامان من میرم پشت بوم از امام رضا میخوام داداشمو خوب کنه
رفتم پشت بوم
گریه کردم و گفتم امام رضا اگه داداشمو خوب نکنی دیگ نمیام حرمت
همش چهار سالم بود
داداشم خوب شد خوب خوب
بابام کار پیدا نمیکرد
حالا خودش تعریف میکنه میگه بریدم
رفتم حرم گفتم خودت درست کن خستم
مامانم رفت حرم باهاش دعوا کرد کفت ما پناه اوردیم تو اینطوری به ما پناه دادی ؟ دستت درد نکنه
چند وقت بعد از شرکت استان قدس به بابام پیشنهاد کار دادن
حالا ما نونخور امام رضاییم
دو سال پیش ازمون تیزهوشان شرکت کردم خیلی ناامید بودم
گفتم امام رضا یه کاری کن
حالا تو نزدیک ترین فرزنگان به حرم امام رضا قبول شدم
کنار خود خودش
هر روز بعد از مدرسه از دور میبینمش اون گلدسته خوشگلشو میبینم و سلام میدم
کربلا بابامو هنوز نداده خیلی از حاجتامونو نداده هنوزم که هنوزه ما مستاجریم
اما اون خیلی کارا کرده برامون طوری که نداشته هامون دربرابر چیزایی که بهمون داده به چشممون نمیان
خانوما از امام رضا بخواین از ته ته دلتون بخواین
بخدا یه جوری درست میکنه
تو کفش میمونین ما الان همه زندگیمونو مدیون امام رضاییم
اگرم نداد حتما به صلاحتون نبوده
چون برا منم پیش اومده چیزیو خواستم و امام رضا نداده
اما همیشه گفتم امام رضا فدا سرت
ندادی ام ندادی هیچی از دوست داشتن من بهت کم نمیشه
اون عشق منه
خانوما محاله به امام رضا پناه بیارین و به شما پناه نده محاله