از خدا روزی حلال خواستم بعد کلی بدبختی یه کار به شوهرم خورده بود که اونم دیروز صاحب کار گفت نیا دیروز نظر صلوات کردم که دلش به رحم بیاد ویه فرصت دیگه به شوهرم بده ولی امروز شوهرم گفت که دیگه نمی شه کس دیگه رو جایگزین آوردن پسرم از پارسال دوچرخه می خواد دلمون خوش بود این کار رو شروع کنه دوچرخه هم براش می خره مگه همه نمی گن به هم دیگه فرصت بدید بلاخره هر انسانی اشتباه می کنه خب شوهرمن هم اشتباه کرده چرا صاحب کار یه فرصت نداد شوهرم که دستگاهی رو که اون خواسته بود رو سرکار آورد چرا قبول نکرد اون که مثلاً به قول خودش یک حاج آقای خوب و درستکاری بود چرا جواب تلفنش روهم نداد خدا دلم خیلی گرفته
بهش میگم داشتیم آخه مشتی؟اینهمه گفتی آدم باش من هواتو دارم ما که آدم بودیم حق و ناحق نکردیم دزدی نکردی پس چی شد؟چرا نگامون نمیکنی نکنه قدمون به مرامت نمیرسه