بهم گفت عطرمو بیار رفتم بهش دادمش (عطر از دستم ریخته بود یکمش مونده بود)
گفتم اشتباهی ازدستم ریخت بهم گف خاک توسرت و...
گفت من امروز20 میلیون پول دادم به خواهرت قسط وام دارم دستو و بالم بستس بی عرضه منم گفتم به من چه مگه به من پول دادیه
توکه حتی حاظر نیستی یه هزارتومنی به من بدی
منم عصبانی شدم عطرو انداختم تو حیاط
اونم یکی منو جلوهمه زد کلی حرف بارم کرد
حالا عطرش فوقش 200 هزارتومن قیمتشه
حالم از این وضعیت بهم میخوره که واسه یه عطر 200هزارتومنی انقد خورد شدم