رفتاراش خیلی بده
دستور میده چمیدونم مثلا الان
همیشه قبل از اینکه داییم اینا بیان به مامانم میگفت شام بیار
الان یه بار داییام دیر کردن مامانم برگشت گفت شام بیارم پدرجونم اخم میکنه میگه پسرام باید بیان بدون اینا نمیشه چه وقته
من به مامانم میگم درست نیست بیای خونه مَردم یک ماه بمونی باشه باباته ولی زشته
من ۲۱ سالمه نمیزاره تو شهر خودمون بمونم سرکار برم میگه نرو باید بریم خونه بابام بمونیم
خستم کرد از سربار بودن بدم میاد هر لقمه ای که از گلوم پایین میره با بغضه
مادرجونم مُرده مامانم میگه اینا تنهان کی غذا بپزه واسشون
ولی مشخصه نهایت یه هفته موندن خوبه نه انقدر زیاد
منم بچه نیستم با این سن یکسره تو خونم
اینجام تو روستاست هیچ کاری نمیتونم بکنم
خسته شدم از خودم اختیار ندارم