اوایل زمستون رفتیم شمال
من لباسام و کفشم خیس شده بود کاپشن بابامو پوشیدم یدونه هم از این دمپایی آبی پلاستیکی ها پوشیدم بقیه فامیل همه تیپ زدن و خوشتیپن همه باهم حرف میزنن من دوتا بلال گرفتم دستم همزمان دارم میخورم .
بهش میگم بردار برنمیداره کل فامیل حتی فامیلای دور از کشورای مختلف پیج عمم رو فالو دارن کامنت گذاشتن اون دختر خانم شیرین کیه که داره بلال میخوره
به عمم تو بگم بابام در حدی لج میکنه که باید برم عذرخواهی
از صبح با زبون خوش هرچی گفتم اونو بردار برنمیداره