ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من سال ۸۸عضو نی نی سایت بودم دقیقا وقتی پسرم بدنیا آمد با این سایت آشنا شدم و تا سال ۹۷هم تو سایت بودم ولی بنا ب دلایلی از سایت رفتم و تو سال۱۴۰۱باز آمدم تو سایت اینجا برام دلگرمی و سرگرمی هست لطفا دل همو نشکنیم چونکه هیشکی همو نمیشناسه ب کارما هم اعتقاد داشته باشین و لطفا برای نیت من خواستین صلوات بفرستین و لایک کنید منم برای نیت شما صلوات میفرستم انشالله همه مشکلشون حل بشه و ب مراد دلشون برسن زندگی خیلی کوتاه هست قدر داشته هاتون رو بدونید
بگو خونتو پدرت میچرخونه یا عمت؟ منت گذاشتن منت بذارید توروخدا فک نکنید اگه تو خونه کار میکنید یعنی کاری نمیکنید، خونه داری خیلی سخته، منت دونه دونشو سر مردای اینجوری نذارید فک میکنن خبریه
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
شوهر منم همین لجنیه ک میگی همش منت میزاره واسه پول میگه من نونت میدم
بگو نده ببینم چی میشه
لطفی نکردی
اینم نکنی دیگه پس چرا شوهر کردم؟ بی منت خونه بابام بودم دیگه، انقدم بدبخت نبود دو ثانیه یه بار بزنه تو سرم بگه نونتو میدم
بگو جز نون دادن چه هنرایی داری اون که شرایط اولیه زندگیه
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی