میدونم مقایسه کردن کار درستی نیست ولی ناخودآگاه مدام درحال مقایسه کردن همسرم هستم.
تومحل کار یه دوستی دارم که چندساله باهمیم.
وقتی از رفتارای همسرش میگه ناخودآگاه منم شروع میکنم به مقایسه.
وضع مالیشون نسبت به ما پایینتره.
همسرش یه پراید سفید داغوووون داره.با یه خونه اجاره ای کوچک تو یه کارخونه مسئول خرید وشبا رو اسنپ کار میکنه.
اونوقت توهرمناسبت یه جور خاص خانمش رو سوپرایز میکنه..هرروز میاد سر کار میگه ببین حمید این سبد گل رو خریده با ساعت برای سالگرد ازدواجمون..حمید بردم فلان رستوران یهو گارسون با کیک اومد برای روز زن سوپرایز کرد..
اون روز اومدسرکار گفت دلم گرفته بود رفتم خونه تا دید ناراحتم یه بلیط مشهد برام گرفت اومدم مرخصی بگیرم فردابرم.
اون روز سرکار پریود شد زنگ زد همسرش که برام نوار بهداشتی بیار همسرش هم با یه بسته نوار بهداشتی ویه هدیه اومد سرکارگفت میدونم الان اذیتی گفتم برات هدیه بگیرم...
فلان مانتو رو خوشم اومد رفتم بگیرم آقا حمید خوشش اومد دوتا رنگش رو گرفت برام..
مهمان داشتیم خسته بودم فقط یه نوع تونستم درست کنم آقا حمید رفت بیرون غذا گرفت.
میدونم مقایسه کردن کار اشتباهی ولی رفتارای همسرم مدام جلو چشم میاد اینکه چرا اینقدر خسیس بازی درمیاره..
امروز روز معلم همسرم فقط یه شاخه گل گرفت ..بهش گفتم من وقتی روز مهندس بود این همه برات هدیه گرفتم خب چی میشد توهم برای من یه هدیه کوچولو میگرفتی توکه توانش رو داری..
میگه من حالم خوب نبود خیلی خسته بودم..
همش بهانه های این مدلی..برای اینکه از زیرش دربره..
راستش مثل بچه ها شدم واصلا ازاین حال الانم خوشم نمیاد..ونمیدونم باید چطور حالم رو خوب کنم..بدون سرزنش ومسخره کردن کمکم کنید❤️