2777
2789

پسرم نه شیر میخوره نه خوابش میبره همینطوری زل زده بهم مجبورم بیدار بمونم🥱از بیخوابی نشستم دارم دفترچه خاطراتمو میخونم 😩اون اوایل کع حدودا دو سه ماه از عقدمون گذشته بود، یه بار شوهرم گف ما با دوستامون به هم دیگه داداش میگیم مث شما دخترا اسم همدیگه رو نمیگیم

بعد من از فرداش به این دو سه باری گفتم داداش به شوخی😐 خیلی عقلم کم بود اونموقع هیچی حالیم نبود، بعد این خیلی بهش برخورد قهر کرد، قهرمون بالا گرفت مامانم اومد واسطه شد، گف چرا قهر کردین شوهرم گف این به من میگه داداش،، بعد مامانم چند بار باهام دعوا کرد بعد پیش خاله هامم گف اونام کلی حرف بارم کردن

اوه اینکه عادیه

من میخوام لاتی حرف بزنم با شوهرم میگم داشی

داشی یه چایی بریز بخوریم

داشی سر کار چخبر بود؟

داشی جورابت سوراخه


عب نداره که😂

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ببخشید ولی علاوه بر خودت 

اون سال مثل اینکه مادرت و همسرت هم یه مشکلاتی داشتن(((:

اصن چرا گفتی داداش؟

شوهرت چرا قهر کرد؟(مهد کودکه؟)

مامانت چرا به همه گفت؟(مهد کودکه ؟)

اردبیل مارالی🥲✨️

من مدتی به همه چی میگم بچه 

به شوهرم میگم بچه بیا این وردار یا بچه بریم بیرون 

یا مثلا قندون رو مثلا میخوام برداره بهش میگم این بچه رو بزار رو میز   

شوهرمم چیزی نمیگه و عادیه 

نه این خیلی بهش برخورده بود، کارد میزدی خونش درنمیومد

بچه بوده

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
نه این خیلی بهش برخورده بود، کارد میزدی خونش درنمیومد


ببین بستگی به لحنت داشته شاید با لحن تمسخر آمیز و تیکه داری گفتی اینم بهش برخورده 

ولی دلیل نمیشه شوهرت حساسیت الکی داشته تازه قهر اون مسخره بوده نه کار تو 

ای بابا چی بگمتو بچه بودیشوهرت بچه ترمامانت بچه ترترخاله هاتو کجای دلم بذارم اخهواسه ما این مشکل پیش ...

منم برام چیز خاصی نبود، ینییی به گوشه ذهنمم نمیرسید بهش بربخوره ولی بدش اومد، به مامانم گف مامانم به خاله هام اونام میگفتن مگه اونداداشته بش میگی ش قشنگ بعزبون بگیرش عاشقانه حرف بزن خوشش بیاد 🫤🫤🫤

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792