هشت ماهه خواهرمو به خاطر یه بیماری یهویی از دست دادم ،خواهرم چند سال سردرد داشت دکتر رفته بود میگفت میگرن دارم تا چند ماه پیش که یهو تشنج میکنه و میبرن بیمارستان دولتی میگن یه غده تو سرشه عمل میشه متاسفانه بعد از یک ماه اونجا پر میکشه چیزی که داره منو آتیشم میزنه اینه که اگر شوهرش اونو میبرد بیمارستان خصوصی شاید الان زنده بود،خواهرم بع از عمل گاهی ما رو میشناخت گاهی نه طفلک اونجا از دنیا سیر شد دو تا بچه داشت همه رو تنها گذاشت رفت احساس میکنم اصلا بهش بعد از عمل رسیدگی نکردن همش یه آهنگ میزارم که منو یاد اون میندازه زار زار گریه میکنم اصلا باورم نمیشه دیگه نیست چون قبل این اتفاق هم با هم بحثمون شده بود قهر بودیم😭😭😭😭😭😭😭😭
همش یادش میفتم فاتحه میخونم اما بعد یه مدتی دوباره حالم داغون میشه،قبلا خوابش میدیدم آخرین بار بغلش ...
سعی کن فراموش کنی چون فکر کردن بهش ب خودت لطمه میزنه .ب فکر سلامتی خودت باش .قسمت خواهرت هم این بوده ..باور کن اگه بهترین دکتر دنیا هم می رفت اجلش اومده بوده و فایده ای نمیکرد ..پس دست خدا بوده ..براش فاتحه بخون قرآن بخون .و آهنگ هم نزار گوش بدی گریه کنی که بدتر میشی فقط
خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار میکشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله میشویم وبی صدا میمیریم..
عزیزم خیلی متاسفم و خدا بهت صبر بده ، ایشالله روحش شاد باشه اما بهتر نیست تایپک هایی که ممکنه حال بقیه رو خراب کنه نزاریم؟ بهتر نیست با کس دیگه ای دردل کنی؟
وقتی عاشق کسی شدی که بعد فهمیدی اونجوری که فکر میکردی نیست تقصیر اون نیست ، تو عاشق توهمات خودت شدی و آدم ساختگی خودتو از اون ساختی 👽👽👽من یه آدم فضایی ام 🛸 👽 👽 خیلی سخته بین آدما زندگی کنم🌝🌝🌝 پاسکال میگه یه روز آخرین قطعه سفینه ام رو پیدا میکنم و برمیگردم خونه
عزیزم خدا صبرت بدهد.خدا خاهرت رارحمت کند انشاله اون دنیا همنشین خانم فاطمه زهرا باشد.توصیه من بتو اصلا خاهرت رافراموش نکن.بخودت اول بقبولان که دنیا یک قطار است که درحال حرکت است هرایستگاه که نگه میدارد عده ای بایدپیاده بشون.روزی هم نوبت ماوبقیه میشود.اینکه مرگ یک حق طبیعی است وگریزی ندارد.اینکه مابه اون دنیا تعلق داریم وچندصباحی اومدیم وبرگردیم خونه اصلی مون که اول اونجابودیم.بعدهم فقط به فاتحه بسنده نکن.سعی کن نمازقضابرایش بخانی قران خیلی ارامش دهنده است سوره یس وصافات واقعه.بامعنی که بخانی خیلی ارامش میگیری.زیارت عاشورا هم ازداغ دلت می کاهد.بخدا من مرگ مادرم راچنین سپری کردم تابه ارامش رسیدم.باورکن اگرچنین کنی هم روح ان مرحومه شادمیشودهم خودت به ارامش می رسی