2777
2789
عنوان

جاری فضول

241 بازدید | 15 پست

با شوهرم یه روز قبل از عید دعوای بدی کردیم شبشم خونه مادرشوهرم دعوت بودیم جاریم همش پرسید چراانقد ناراحتی خلاصه ترکیدم و گفتم هم در مورد شوهرم هم خانواده شوهرم نفرینشونم کردم بعد حس میکنم جاری عوضیم رفته به شوهرش گفته برادرشوهرمم سرسنگین بود حالا حوصله اخم و کم محلی مادرشوهرم و خواهرشوهرمو ندارم،باورتون نمیشه به قدری بامن مهربون حرف زد منم حالم بدبود از زیر زبونم کشید بیرون منم با گریه تعریف کردم ۴۳سالشه من ۳۰سالمه

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

میفهممت که تو اون لحظه چه حسی داشتی تو کار بدی نکردی چون احساست رو بروز دادی ولی این قسمتش که پیش جاریت درد دل کردی اشتباه کردی از قدیم گفتن هوو با هوو میسازه هم عروس با هم عروس نمیسازه جاری هیچوقت دوستت نمیشه حالا کاریه که شده خودتو ناراحت نکن اصلا به رو خودت نیار عادی رفتار کن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز