2777
2789
عنوان

جاری فضول

360 بازدید | 15 پست

با شوهرم یه روز قبل از عید دعوای بدی کردیم شبشم خونه مادرشوهرم دعوت بودیم جاریم همش پرسید چراانقد ناراحتی خلاصه ترکیدم و گفتم هم در مورد شوهرم هم خانواده شوهرم نفرینشونم کردم بعد حس میکنم جاری عوضیم رفته به شوهرش گفته برادرشوهرمم سرسنگین بود حالا حوصله اخم و کم محلی مادرشوهرم و خواهرشوهرمو ندارم،باورتون نمیشه به قدری بامن مهربون حرف زد منم حالم بدبود از زیر زبونم کشید بیرون منم با گریه تعریف کردم ۴۳سالشه من ۳۰سالمه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

میفهممت که تو اون لحظه چه حسی داشتی تو کار بدی نکردی چون احساست رو بروز دادی ولی این قسمتش که پیش جاریت درد دل کردی اشتباه کردی از قدیم گفتن هوو با هوو میسازه هم عروس با هم عروس نمیسازه جاری هیچوقت دوستت نمیشه حالا کاریه که شده خودتو ناراحت نکن اصلا به رو خودت نیار عادی رفتار کن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز