سلام بچه ها
من توقعی ندارم
اما دو سه روز پیش پارنترم ( که قراره باهم ازدواج کنیم) بهم عکس یه باکس نشون داد خیلی خوشگل بود. توش عروسک بدلیجات شکلات و ...... داشت
گف میخاستم روز دختر این باکس رو برات بگیرم اما چون داداشتم برات باکس سفارش داده من گفتم یچیز دیگه بگیرم
بعد من خیییییییییییلی دختر با ذوقی ام. وقتی اینو گفت انقد ذوق کردم فشارم افتاد😂 کلی پیشش جیغ و داد کردم که وای مرسی مرسی
بعد از سر تارف گفتم من راضی نیستم چیزی بگیری همون داداشم گرفت بسه
بع بچه ها انقد تو این دو سه روز خیال پردازی کردم که وای ینی قراره چی بخره چی بخره. داشتم از ذوق میمردم
امروز رفتیم بیرون. وایساد جلو مغازه گف بیا بریم برات گل بخرم گفتم نه مرسی نمیخام. هی گف پیاده شو بریم. گفتم خودت برو بگیر. رف یه شاخه گل خرید فقط
منم وقتی خورد تو ذوقم خیلی بی حوصله شدم. هی گیر داد چیشده گفتم هیچی گف یهو بی حوصله شدی گفتم هیچی منو ببر خونه
آورد جلو درمون پیاده کرد. منم گل رو از رو داشبورد برنداشتم موند تو ماشین 🥲