خودم نه هیچ وقت دوست پسر و این چیزا نداشتم
ولی مادر همه دوستام بودم که شکست عشقی میخوردن
یکیشون بود خیلی نامردی در آورد در حق دوستم گفت به همه بگو میخوام بیام خواستگاری خانواده دوستم مخالف با بدبختی اینا راضی کردند پسره میمیرد برای دوستم گریه میکرد براش میگفت یا این یا هیچ کس خانواده دوستم هم راضی شدن همه چیز آماده کردن که اینا بیان
پسره یکباره چند روز غیب شد رفت با یک دختر دیگه حلقه دست اون انداخت گذاشت پروفایل عکس دو نفره
به عمرم چنین چیزی ندیده بودم
دوستم بعد اون دیگه زندگی نکرد شده یک روانی گوشه خونه افتاده پسره هم فعلا خوشه نمیدونم چی بشه بعد