از وقتی با شوهرم اومدم سر زندگیم مدام استرس دارم اصلا نمیتونم از زندگی لذت ببرم .
یه مدت کار کردم و از اون کارم اخراج شدم بعد کسب و کار شخصیه خودم رو زدم .
نه میتونم از استراحت لذت ببرم نه از مهمونی، حتی وقتی که دارم با شوهرم گردش و تفریح میریم یا شبا میگه بیا فیلم ببینیم مدام به فکر اینم که کارم عقب افتاد و هر چه قدر کمتر کار کنم پول کمتری هم در میارم ،
اضطراب دارم ، میخواستم اول پولدار بشم بعد ازدواج کنم ولی به ناچار مجبور شدیم یه زندگی سخت رو از صفر شروع کنیم .
و واقعا با این ماهی هفت هشت میلیون پس انداز کردنا حس میکنم به هیچ جا نمیرسیم و سی سال طول میکشه تا بتونیم یه خونه بخریم و بچه دار بشیم .
این اضطراب از اینده باعث شده از زمانه حالمم لذت نبرم .
همسرم میگه حرص نخور هم مامان بابای من وضعشون خوبه هم مامان بابای تو . هر چه قدرم خسیس باشن نمیتونن اموالشونو با خودشون تو گور ببرن که ، تهش میرسه به ما .
ما همین که درجا هم بزنیم و هر سال در حد پول پیش اجاره خونه رو تمدید کنیم کافیه بقیه ش رو بیا از زندگی لذت ببریم .
بیست سی سال دیگه حداقل پنج شیش تا خونه از والدینمون بهمون ارث میرسه پس بیا الان به جای حرص خوردن و استرس کشیدن خرج کنیم و از زندگی لذت ببریم .
ولی من بازم استرس دارم