خونه کراشم اینا بودیم بعد من کلا تو پذیرایی یا هال نمیتونم بخوام از شون سوال کردم گفتن فلان اتاق خالیه اونجا بخابم
بعدش من اونجا خوابیدم نمدونم چیشده بود رفتم اتاق کراشم😵💫😵💫☠️☠️ رفتم کنارش خوابیدم محکم همو بغل کردیم
بعد مامانم میره اتاق که میبینه نیسم میاد این ور اون ور خلاصه منو پیدا نمیکنه میاد اتاق محمد میبینه بعلهه خابیدیم
بعدش هعی میگه جمانه جمانه پاشو دختره چش سفید
یهو من از خاب بیدار میشم و میبینم بعلههه کل این ماجرا خواب بودهه💘🖐😂😂😂