میریم خونه مادرشوهرم.بعد خواهرشوهر تو ی شهر دیگه هس هفته ای ی بار یا هر دوهفته یکبار میاد خونه مادرشوهرم.بعد اون توی غذا آوردن و ظرف شستن اصلا کمک نمیکنه یا سرسری ی کار کوچولو میکنه عین خیالش نیس...منم عین کوزت براشون کار میکنم .باید چیکار کنم؟
والا منم باشم کار نمیکنم .من خودم خواهر شوهرم و دوتا زن داداش دارم .وقتی خونه مامانم میریم هممون مشترکا کار میکنیم..اگر یکی بشینه اعتراض میکنیم .عرفش اینه که همه با هم کار کنند .
من خودم نمیگم ببر شوهرم میبره خودمم خبر ندارم هس یا ن
اون ماهی دو بار میاد اونجا همش نمیتونه که خونه تکونی راه بندازه عزیزم:)
آنها هفتاد خط توهین برای من نوشتند، تنها چیزی که اذیتم کرد،غلط های املایی شان بود..👤فئودور داستایوفسکی؛ پارسی را پاس بداریم✅️زبان من جان من است❤️من همان دختر بی حوصله ی غم زده ام، دختری که رگ خوابش حرم است..✨️
والا منم باشم کار نمیکنم .من خودم خواهر شوهرم و دوتا زن داداش دارم .وقتی خونه مامانم میریم هممون مشت ...
اعتراض هم جالب نیستا مگه چه کاریه که لازم باشه ۵ نفر باهم پاشن انحام بدن؟اینطور که زور باشه آدم زوش میاد بره جایی؛ فک کن تحت هر شراااایطی مجبوری پاشی کار کنی حالا نه یه بار این یه بار اون؛ همه باهم پاشن🤦♀️
آنها هفتاد خط توهین برای من نوشتند، تنها چیزی که اذیتم کرد،غلط های املایی شان بود..👤فئودور داستایوفسکی؛ پارسی را پاس بداریم✅️زبان من جان من است❤️من همان دختر بی حوصله ی غم زده ام، دختری که رگ خوابش حرم است..✨️