من یک تجربه ای دارم لطفا در قالب نصیحت نبین
من دوران مجردی یه دختر خیلی کم حرف و درونگرا بودم
تو زندگی مشترک اتفاقات زیادی برام افتاد همسرم که عاشقم بود با دخالت های خاص مادرش خونمون شد میدان جنگ
من که ادم کم حرف بودم ناخوداگاه هرجا میرسیدم از غمم میکفتم دوست اشنا غریبه برادر خواهرحتی تو این سایت...
خداشاهده هفته ی پیش به خودم اومدم گفتم فلانی
این همه ابروتو پیش همه بردی تهش یه ساعت دوساعت یه روز باهات همدردی کردن کاری برات نکردن
بیا و محکم با امام زمان صحبت کن دردتو به خودش بکو چاره بخواه
از ته قلبم به این نتیجه رسیدم
خدا شاهده بعد سالیان همسرم دیروز گفت مادرم مقصره مقصر
خدا شاهده مادرش رو عین بت میپرسته
طولانی بود ولی کمی تدبر کنید
امیدوارم مشکلات زندگیتون حل بشه بحق حضرت حجت