بچه ها جونم سلام شبتون اروم🩷
خب جونم واستون بگه ما ۸ ماهه عقدیم و با همسرم هر دو شهر جدایی و از هم فاصله داریم
بنا ب دلایلی چون رفت آمد سخت بود و دلتنگی دوری داره اذیتمون میکنه از طرفی دلیلی واسه عقد بودن نداریم همسرم کار دارند خوب سربازی رفته ماشین سرمایه داره و..
گفتیم زودتر برین سر زندگیمون عروسی کنیم 🙂↕️🥰
من جهیزیم ۷۰ درصدش کامله همسرمم در خال حاضر با توجه به بودجش میتونه ی خونه شیک رهن کنه
اما دیگه هرینه اضافی برای مراسم عروسی نداریم نه همسرم نه بابام و باید منتظر وام باشیم تا جور بشه اونم تا بیاد اوکی بشه ما خیلی تحت فشاریم بابت دوری خسته شدن از رفت آمد مسیر طولانی 🥺
بنابراین بین خودمون تصمیم گرفتیم به پیشنهاد. خودم و پدر شوهرم تا برج ۳. ۴ بریم دنبال خونه و خرید های نهایی و بربم ماه عسل کربلا و بعد بریم سر زندگیمون🫶🏻🌱 و برج ۶ بلافاصله بعد از تموم شدم محرم و صفر که دبگه تا اونموقع وام واریز شده
ی جشن جمع و جور بگیریم تو خونه و اقوام و.. دعوت کنیم خرید عروسی و آتلیه و.. بذاریم همون برج .🥲❤️
نه میتونم از ماه عسل دل بکنیم چون عشق کربلاییم
نه میتونیم از مراسم دل بکنیم چون عقدمم مهمونی درجه ۱ بودن و لباس عروس نپوشیدم
نه میتونیم صبر کنیم ...🫠
بنظر خودمون این بهترین راه بود
که همه چی حفظ شده باشه