تاپیک دوستمه بچها… راهنمایی کنید خودش نوشتع
مامانم زندس سرحال و عالی بابام یزن دیگ گرفته و بماند ک جقد دعوا و ایناشد چقددد افسرده شدم جفددد قلبم شکستتت .. خالم حتی چقددد ب. من ۲۰ ساله طعنه زد زاجع بهش😭قلبمو له کردن😭 چقددد تراپی و دکتر رفتم ک الان سر پام جووون کندم
بعد داییم و زن داییم زن جدید بابام رو مهمونی دعوت کردن خونشون (پنهونی اینکارو کردن)ولی خبرش بما رسید مامانم هم دیگ جواب تلفنشون رو نمیداد در حالی که قبلش خیلی مامانم بهشون کمک مالی میکرد و همش دعوتشون میکرد این دورو های عوضی ولی اینکارو کردن
الانم سر زده پا شدن اومدن خونه ایفون خراب بود وگرنه درو باز نمیکردیم… من میخام برم و برینم بهشون ک دورو های پررو اشغال
چیکار کنم برم چی بگم؟ نگید ب تو چه چون واقعا ربط دازه بهم و مامانم هم خیلی مظلومه من باید مدیریت کنم مسایل رو
از عصبانیت دارم میمیرم