2777
2789
عنوان

امیدوارم کارم درست باشه

58 بازدید | 1 پست

شوهرم رفت یه ماه دیگ بیاد ماموریته


جریان اینه ک شوهرم ما رو از عید گذاشته زنجان خونه مادرش خودش رفته یزد البته ما هم یزد بودیم ولی هر سال سه ماه از بهار مارو میزاره خونه مادرش میگ تنهاس خودش تنهایی میره میاد

اخرشم با حنگ و دعوا میریم یزد میگ نمیریم من میگم پیش مامانت نمیمونم و بزور میرم شوهرم بجز خودش 4 تا داداش داره ک خونشون جداس 

بعد الان با مامانش نمیتونم سر کنم همش تیکه میندازه فحش میده ب بچه هام میگه دیوونن و وحشین منم شدم کلفت خونه میگ امیر ( شوهرم) نه گوزه صدا بده نه چسه بو بده و میگ عن بقیه پسرام تو دهنش چون با شوهرم ابش تو یه جوب نمیره اینجوری میکنه........... 

شوهرم بخدا براشون بهترین پسره نمیزاره آب تو دلشون تکون بخوره شاید بگید چون شوهرمه اینو میگم ولی نه بخدا


میریم دستشویی میگ دستشوییمون از عید ب بعد پر شده (ینی منو بچه هام انقدر رفتیم پر شده😐😐😐) یه لباسشویی روشن کنم میگ انقدر روشن نکن برقمون پولش زیاد میشه

اب باز کنم میگ نکن پمپ میسوزه میگ خرجتون از کمر ما میاد بیرون ( 6 ساله یارانمون اونا میخوردن یه ابم روش ما چیزی نمیگفتیم خونشون شوهرم با پولش ساخته و...... داره خرج یه ماه ما رو میگ)............. 


زندگیو برامون زهرمار کرده

میخام امروز برم خونه بابام نیام تا شوهرم اومد قهر نمیرم ها فقط میرم ک اونجا راحت ترم

هنوز ب شوهرم چیزی نگفتم برم خونه بابام بعد میگم

چون الان بگم دعوا میشه و ب مامانش میگ نزار بره


پسرمم مهد میره باید تا یه ماه نفرستم چون بابام اینا یه شهر دیگه ان

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز