منم جهاز برون خواهر بود مامانم از این خانم جلسه ای ها بود مجبورم میکرد میگفت بگو صلوات بفرستن منم هرکی ار چی جابه جا میکرد عین اسکولها می گفتم صلوات بفرستین الان فیلمش هست خیلی خجالت مبکشم جالب اینه من با اون خواارم جاری شدیم
عروسی نمیرم آخرین باری که رفتم اولین بار بود آرایش کردم ۱۶ سالم بود همونم نمیخواستم بکنم مامانم میگف ...
والله خیلی خوب که گفته مامان من بددل بود عروسی پسر عموم همه ارایش میکردن این نمیزاشت من ارایش کنم ی جای میرفتیم من خیلی پوستم خشک اون میگفت کرم مرطوب کننده هم نزن
والله خیلی خوب که گفته مامان من بددل بود عروسی پسر عموم همه ارایش میکردن این نمیزاشت من ارایش کنم ی ...
رفتم عروسی با پنکیک و یه ریمل و رژ دختر عموم ۴ سال ازم کوچیک تر بود آرایش کامل مامانم میگفت خوب شد همین یه ذره هم کردی من آرایش دوست نداشتم هیچ وقت حوصله پاک کردنش رو نداشتم