پارسال بایکی آشناشدم هنوزم توزندگیمه هروقت زنگ میزنه خواب یه مرد رو می بینم که باهم رابطه داریم دیگه مطمئن می شم همون روز زنگ میزنه چون هفته ای یبارتلفنی صحبت می کنیم همون موقع خواب دیدم باخانمی که همکارمه وخیلی خونمه متدینی هست توی زمین های کنارخونه پدربزرگم هستیم که شخم زده شده من یه جفت کفش پاشنه بلندپام بود همکارم گفت بااین کفشاشدی همقد من یابلندتر من خودم درواقعیت قدم کوتاهه بعدچندتاسگ بودن که ازدورنگاهم کردن وبهم زل زدند ولی کاریم نداشتن وپارس نکردند