تو مغزش با خودش درگیره واز من متنفره چون فکر میکنه من خیلی خوشبختم الان توی پارک دیدمش جواب سلامم را نداد ولی من ناراحت نشدم دلم براش سوخت من زندگی بدی ندارم خدا را هزار مرتبه شکر ولی خوشبخت نیستم چون آرامش ندارم منتهی من به خاطر مشکلات دوتا برادرهام افسرده شدم اون به خاطر مقایسه ی بیجا نکنه افسردگی شدیدم یه قسمتی ش به خاطر انرژی منفیه اونه شما به انرژی منفی اعتقاد دارید
میشه برای شفای پدرم و حل مشکلاتم یه صلوات یا حمد شفا بخونید اللّهمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ ابیها وَ بَعلِها و بَنیها وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها بِعَددِ ما احْاطَ بِه عِلْمُکَ. ان شاءالله خیر و برکتش به زندگی خودتون برگرده
چند وقتی حال روحیم خیلی خرابه میگم نکنه از انرژیه اونه چند وقت پیش به شوعرم گفته بود مگه شما تخم طلا میدین به مردم که انقدر مشتری دارید نکنه ماله اونه من انقد داغونم
آره واقعا حسوده ولی من خنده م میگیره آخه تو این وضعیت اقتصادی کی تو رفاهه که من باشم؟
یادم چندین سال پیش شرایطمون خوب نبود خواهرشوهرم از تهران می اومد میرفت بیرون غذا میخورد جعبه کارت تبلیغش مینداخت جلوی در اتاقمون حتی یبار جعبه پیتزا انداخت مدام در حال پز دادن به ملت اما هیچ وقت چشمم به زندگیش نبود فلک چرخید جامون باهم عوض شده .از حسادت زیاد برای ثانیه ای نمیتونه تحملم کنه بااینکه تمام احترامم براش میذارم