خیلی عادت داشته به خاطر پوله خیلی کمی که بابت صد برابر زحمت کارمنداش نسبت به بقیه جاها میداد ، سر کارمنداش منت بذاره ، کارش نیمه وقت بود .
منو مدام سعی میکرد بترسونه که تو مستاجری ، باید ده برابر تلاش کنی ، من اگه این کار رو ازت بگیرم و درامدت قطع بشه نمیتونی زندگی کنی ، منم بهش گفتم که کسب و کار شخصیه خودم رو در کناره کارش زدم و بخش عمده ی درامدم از کسب و کاره خودمه ، در ضمن شوهرمم درامدش خوبه .
انگار بهش برخورد ، اخراجم کرد و منم از همون روز مریضیه سخت گرفتم تا الان که دوازده روز گذشته از همه چی افتادم.😑
عجیبه برام که چرا به دو ساعتم نکشید مریض شدم