عزیزم منم بشدت افسرده ام روز نیس که گریه نکنم
خانواده هم خودشون مسکل دارن همیشه باهم قهرن پدر مادرمم
یک ذرع با شوهرم تفاهم نداریم روز به روز مشکلاتمون بیشتر میشه و شوهرم نفهم تز و خودخواه تر میشه
منم پناهی ندارم
تازه من بچه دارم این خانم بچه هم نداره.
شوهرمم اهل خیانت نیس
بهمم نگفته برو نمیخوامت
ولی هرشب از خدا مرگ میخوام که با شرافت و بی دردسر ازش جدا شم
بخاطر اینکه باری نشم رو مشکلات پدر مادرم دهنمو بستم دارم این زندگی گوفتی رو ادامه میدم ولی اگه روزی خیانت از شوهرم ببینم یا بهم بگه برو قطعا میرم هرچقدر هم افسرده باشی