سلام ببخشید خواستم یه راهنمایی بمن کنید من و همسرم وضعیت خیلی معمولی داریم از لحاظ مالی خونه نداریم .منم مشکلی ندارم گقتم تلاش میکنیم بدست میاریم و بهش فشاری نیاوردم راجب این موضوع. حالا یک هفته پیش بمن میگه برات سوپرایز دارم منو برده یه جایی رو نشونم میده میگه من اینجارو خریدم میخواستم سوپرایزت کنم تا حالا بهت نگفتم منم کلی خوشحال شدم انگار که معجزه تو زندگیم اتفاق افتاد کلی رویا خیال کردم کلی گفتم چقد همسرم با عرضس من خبر نداشتم بعد یک هفته که دنیا برام عوض شده بود اومده میگه باهات شوخی کردم میخواستم سر به سرت بزارم و واقعا بهم دروغ گفته بود حالا من کلا ذوق کور شدم و اعتمادمم بهش از دست دادم واقعا نمیتونم باهاش زندگی کنم خیلی بد بهم ضربه زد بعد افتاده گریه و زاری التماس میگه واقعا نمیدونم چرا اینکارو کردم اصلا خودم نبودم میگه بیا بریم پیش دعا نویس من اینکارو خودم انجام ندادم .تا حالا همچین کاری باهام نکرده دروغی نگفته