2777
2789

عقد کرده هستم‌ و‌‌ مادرشوهرم بدلیل اخلاق بسیار زننده و زبون تلخ شهره عام و‌خاص تشریف داره و انقدر بی شخصیته که کلا ادمها رو از خودش دور میکنه ( توتاپیکام هست ) زمانی که ماعقد کردیم از ۶ تاخواهر و ۴ تا برادرش فقط ۱ خواهر و‌از ۳ تاعمه و ۴ تاعموی همسرم فقط دوعمو‌و ۱ عمه درعقدمون دعوت کرد ( منم دخالت نکردم حقیقتا اما همسرم برای ابروداری جلو‌خاتواده من گفت ما چون پرجمعیت هستیم و‌ عقد با شماست نخاستیم شلوغ بشه خانواده منم فهمیدن اختلاف هست بینشون اما نمیشد خب چیزی گفت )) چندماه قبل پدرشوهرم به رحمت خدارفت و خیلی از فامیلها و دوستان این خاندان که نه تو مجلس من بودن نه منو دیده بودن و‌ حتی سالها از مادرشوهرم بیخبر بودن منو برای اولین بار دیدن منم تو مراسم کنارمادرشوعرم بودم و‌ شوهرم بدوبدوهای غسالخانه و‌… رو میکرد . 

هرچه تبر زدند مرازخم نشد جوانه زد 🌱

خب

امضام خونده بشه🤌برای حاجت رواییتون عزیزان دلم خودم یه حاجت خیلی سختی داشتم به لطف خدا امام حسین و شهید نوید صفری حاجت روا شدم اینطوریه ک زیارت عاشورا رو به مدت40روز میخونی تقدیم میکنی به روح پاک شهید نوید صفری ک امام حسین رو واسطه ی حاجتتون قرار بدن و ایشون قسم خوردن ک یا حاجتتون رو میدن یا توی اون دنیا هواتونو دارن🙂اگه امضامو خوندی حتما بهم بگو و برای سلامتی و خوشبختی منم دعا کن اسمم بگین کاترین 🙂❤

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چندروز پیش خبر رسید که دوسه تا از خانمهای اون مراسم از مادرشوهرم درمورد من سوال کردن (( شغل و‌ تحصیلات )) و گفتن شماره اون دختر خانم رو‌ بدید با خودتون هماهنگ کنید برای امر خیر 🤣🤣🤣🤣🤣

دارم چهره مادرشوهرم رو تصور میکنم که اون لخظه چه شکلی شده بوده رو‌ تصور میکنم و میترکم از خنده

اهنگ بر. طبل شادانه بکوب تو ذهنم پلی میشه 😂😂😂

اخه من چون با شوهرم دوست  بودم مادرشوهرم همیشه فکر میکرد پسرش خیلی تحفه س یااینکه من چون من بالای ۳۰ سال بودم پسرش خیف شد و‌من شانس ازدواج نداشتم 😄😄😄

خدا بهترین جواب رو‌بهش داد همین مرهمی شد برای حبران تمام ناراحتیهام

هرچه تبر زدند مرازخم نشد جوانه زد 🌱

آهان تو مراسم ازت خواستگاری کردن خب

نه بعد مراسم که تموم شد 

کلا سوم و‌هفتم هم پیچوند الکی گفت دادیم خیریه هزینه رو خیلی خسیسه 

هرچه تبر زدند مرازخم نشد جوانه زد 🌱

از کجا فهمیدی؟

دختر همون خاله بزرگه که تو عقدمون حضور داشت بهم گفت 

سوال حقوقی داشت برای شوهرش ، زنگ زده بود اون برام تعریف کرد 😄😄 

هرچه تبر زدند مرازخم نشد جوانه زد 🌱

چهره مادرشوهرتون دیدنی بوده😁

اره 😄😄😄

چون از من متنفره و حتی بعد اینکه ما محرمیت هم خونده بودیم برای پسرش دختر نشون میکرد و‌میگفت پسرم حقش دختر دهه ۸۰ بود 😄😄😄

هرچه تبر زدند مرازخم نشد جوانه زد 🌱

آی مادرشوهرت سوخته هاااا آیییی سوخته ها😂😂

اررررهههههه🤣🤣🤣🤣

خدا میدونه چندبار دل منو سوزوند چقدر اتیش به قلب من زد 

تو تاپیکام هست 

مشاورم چقدر باهام حرف زد تا تونستم به خودم مسلط بشم و بااین ادم سمی مقابله به مثل نکنم 

هرچه تبر زدند مرازخم نشد جوانه زد 🌱

تو که خوبه خواهر من خواهر شوهر داشتم تو خونه خودمم یک دختر و یک پسر داشتم مادر شوهرم خونش بار کرد رفت یه جایی کسی مارنشناسه یک هفته هرروز دم در لوازم بار می‌زدیم و خالی میکردیم یک هفته بعد زنگ زدن بیایین برا خواهر شوهرت می‌خوان بیان خواستگاری ما رفتیم شب اومدن زنه حرف میزد ما تو آشپز خونه بودیم از استرس خواهر شوهرم کم شه ژنه میگفت پسرم یه دل نه صد دل عاشق دخترت شده ما که هنوز ندیدیمش خودش پسند کرده حالا هممون خوشحال وقتی گفتن چای ببره خواهر شوهرم برد منم بچه شیر میدادم گذاشتم خوابید دیدم پسره میگه خاله این دخترت نه اونی که چشماش مشکیه قدشم بلنده و یه جای زخم کوچیک کنار لپش داره تمام مشخصات منو داد اومدم بیرون پسره گفت من ایشون میخوام ما نفهمیدیم چی شد شوهرم حمله کرد طرفش تا میخورد زدنش ماهم الفرار 🤣🤣🤣🤣یه بارم جلومو گرفت نگفتم به کسی گفت من هنوزم عاشقتم مهم نیست شوهر داری کارای طلاقت میکنم آنقدر ترسیدم فقط فرار کزدم

تو که خوبه خواهر من خواهر شوهر داشتم تو خونه خودمم یک دختر و یک پسر داشتم مادر شوهرم خونش بار کرد رف ...

وایییییی 

تو‌ دیگه نظر کرده ی خدایی 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 


هرچه تبر زدند مرازخم نشد جوانه زد 🌱

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792