پارسال از مشهد برگشتیم تو اتاقم بودم خیلی دلم گرفته بود خیییلی گریه میکردم از ته دل بعد تو حالت خواب و بیداری صدای مامانمو شنیدم ( مامانم پیشم نبود) بهم گفت سمت راستتو نگا کن
نگا کردم دیدم یه پسر بچه خیییلی بانمک داره نگام میکنه خیلی ترسیدم هر چقدم بسم الله گفتم نمیرفت کنارم حسش میکردم بنظرتون جیبود؟🥺البته بیدار بودم اینجا دیگه کاملا