سلام من ۱۳ساله دچار حملات شدید پنیک میشم و اضطراب مزمن و وسواس فکری دارم .با دارو حالم خوبه فقط .الان باردارم و دکتر دارو هامو قطع کرده .به شدت از بچه ی دوم به بعد فوبیای بیمارستان گرفتم و میخوام فشارمو چک کنم باید حتما ی نفر باهام باشه وگرنه حالم بد میشه.ی با ر رفتم سرم بزنم دچار پنیک شدم و مطب رو گذاشتم روی سرم.حالا من بعد هفت سال حامله شدم با کاندوم و طبیعی با هم .الآنم ماه آخرم و فکر به اتاق عمل داره منو دیوانه میکنه.کارم شده گریه کردن فقط .هر چی هم به خدا متوسل میشم انکار نه انگار
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بخدا نمیدونم.حتی پاره هم نشد وگرنه اورژانسی میخوردم .ی روز عقب انداختم فقط خواستم شوهرمو بترسونم الکی .رفتم بی بی چک خریدم که با خودکار پر رنگش کنم بگم حاملم و بخندیم .دیدم سریععععععع دو خط افتاد