2777
2789

19 سالمه 7 ماهه عقد کردم 

توی عید با خانواده ی شوهرم رفتیم بیرون 

بعد قلیون هم آورده بودن همه داشتن می‌کشیدن من به شوهرم گفتم من دوست ندارم قلیون بکشی خوشم نمیاد. چون وقتی که شوهرم اومد خواستگاری یکی از شرایطم این بود که اهل دود و دم نباشه 

حالا خاله ی فضولش اومده گفته چرا فلانی ( منظورش منم) به رضا ( اسم مستعار شوهرم) گفته قلیون نکش؟؟ 

خب به تو چه زنشم دلم نمی‌خواد قلیون بکشه تو رو سننه ؟!! اون سری هم با شوهرم رفتیم خونه ی مادر شوهرم دم در که رسیدیم مادر شوهرم زنگ زد به شوهرم گفت که 

خاله هات هم اینجا هستن بعد شوهرم یکم غر زد گفتم خب مگه چیه ؟ بعد در کمال تعجب گفت باز میریم بالا میگن لابد عروسشون یه سره اینجاست 😐 گفتم خب من که همیشه خونه ی مامانت نیستم بعدم باشم به اونا ربطی نداره مامانت چیزی نمیگه اونا چیزی میگن؟!! 

یه سری دیگه هم رفته بودیم بیرون خاله اش با ما بود بعد من رفتم یه گوشه داشتم با خواهر شوهرم صحبت میکردم بعد شوهرم گفت خاله ی من خوشش نمیاد که بری یه گوشه صحبت کنی یواشکی 😐😐😐گفتم من غیبت که نمی‌کردم بعدم داشتم با خواهرت حرف میزدم چرا فقط به من گیر میدی؟؟؟ به خواهرت چیزی نمیگی؟ زبونت واسه من درازه ؟!! کلا یه بساطی داریم 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خدا ب دادت برسه کلا وقتی هست زیاد نرو ورفت و آمد نداشته باش

من که هنوز سر خونه زندگیم نرفتم

ولی خب خاله هاش همینجوری هستن اون سری رفتم خونه ی مادر شوهرم خواهر شوهرم عکس دوست داره هر سال واسه تولدش میره آتلیه بعد خاله اش نه گذاشت نه برداشت یهو به خواهر شوهرم گفت فلانی تو چرا هرسال واسه تولدت میری آتلیه ؟؟ قیافت همونه تغییر نمیکنی ؟ من به مادر شوهرم گفتم رفت و امدتون رو کم کنید مشکلتون حل میشه چون خواهر شوهرم خیلی ناراحت شد 

خاله شوهر منم خيلييي وزه بود 

خيلي 

فكر كن رفته بوديم مشهد يه سر تو راه برگشت رفتيم قم خونشون قرارم نبود بريم ماشينمون خراب شد مجبور شديم قم بمونيم 

از سوغات شهرمون برده بوديم برا دوست همسرم شمال يه جعبه مونده بود جعبه ٢كيلوييم بود با يه سوغات ديگه 

به مادرشوهرم گفته بود سوغات مشهد برام نيوردن چرا اومدن چطور روشون شده 

برا دو ساعت  پونصد تومن سوغات برديم اونم كي ٨-٩سال پيش 

تازه تفم ننداخت كف دست منه تازه عروس كه يعني بار اولي بود ميرفتم خونش شدم بار اخري كه رفتيم خب ميتونست همون موقع بگه خونه نيستم نيايين نه بره بگه چرا اومدن 

ما كه نرفتيم در خونش اول زنگ زديم 

بار بعدي ٦ سال بعد برا خاكسپاريش يه روز رفتيم اونم رفتم هتل هرچي مادرشوهرم غر زد قبول نكردم

قطع ارتباط کن با خاله هر جا هست نروبعد به شوهرت بگو چرا انقدر حرفا و نظر ایشون برات مهمه؟

شوهرم که گفت من خودم جوابشو دادم گفتم خانومم دوست نداره و اینا دیگه امیدوارم راست گفته باشه 


من که هنوز سر خونه زندگیم نرفتمولی خب خاله هاش همینجوری هستن اون سری رفتم خونه ی مادر شوهرم خواهر شو ...

پس مشکلش با شما نیست اخلاقش اینه 

قشنگ چندبار جواب بدی میشینه سرجاش

اولا هیچ وقت مسائل خودتو شوهرتو تو جمع مطرح نکن بزار کارشون بکنه بعد در موردش خلوت صحبت کنید 

بعدشم عزیزم خواهرانه بگم نمیشه با بقیه جنگید بعضی‌ها سرشون درد می‌کنه واسه تنش درست کردن یا کار خودتو بکن بیخیال همه چیز وهمه کس باش مثلا به شوهرت بگوناراحتی خالت برام مهم نیست ولیخیال حرف بقیه راحت باش یا باید تابع قوانین اون خانواده باشی  ولی در کل فکر کن ببین کدوم حالتی راحت‌تری تا آخرش همونجور باش 

خاله شوهر منم خيلييي وزه بود خيلي فكر كن رفته بوديم مشهد يه سر تو راه برگشت رفتيم قم خونشون قرارم نب ...

محل نمی‌دادی والا 

روز پدر خونه ی پدر بزرگ شوهرم دعوت بودیم من واسه روز مرد واسه شوهرم کادو خریدم گذاشتم تو ماشین گفتم بعدا رفتیم خونه مادر شوهرم باز کنه بعد اون زمان ما ماشین مون رو تازه خریده بودیم بعد وسط جمع یهو گفتن پاشیم بریم ماشین اینا رو ببینیم نگو رفتن خاله هاش کادو رو تو ماشین دیدن به شوهرم اصرار اصرار که بازش کن مجبورش کردن باز کنه کادو رو 

این حجم از فضولی واسه چهارتا زن گنده رشته واقعا 

2790
2778
2791
2779
2792