2821
2789
عنوان

✍ فریدون مشیری

131 بازدید | 0 پست

رک بگویم از همه رنجیده ام

از غریب و آشنا ترسیده ام

با مرام و معرفت بیگانه اند

من به هر سازی که شد رقصیده ام

در زمستان سکوتم بارها…

با نگاه سردتان لرزیده ام

رد پای مهربانی نیست… نیست

من تمام کوچه را گردیده ام

سالها از بس که خوش بین بوده ام…

هر کلاغی را کبوتر دیده ام

وزن احساس شما را بارها…

با ترازوی خودم سنجیده ام

بی خیال سردی آغوش ها…

من به آغوش خودم چسبیده ام

من شما را بارها و بارها…

لا به لای هر دعا بخشیده ام

مقصد من تاکجای قصه هاست

از تمام جاده ها پرسیده ام

میروم با واژه ها سر میکنم

دامن از خاک شما بر چیده ام

من تمام گریه هایم را شبی…

لابه لای واژه ها خندیده ام


🧜‍♂️هیچ کاربر آقایی ب هیچ عنوان روی کامنت من ریپلای نزنه متشکر🧜‍♂️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز