من این خوابمو خیلی دوست دارم بهش فکرمیکنم حس خوبی میگیرم
دقیق یادم نی ولی انگار
خواب دیدم رو سکوی مسجد نشستم دارم گریه میکنم
و صدای اذان میاد
یهو ی خانم چادری نقاب دار اومد کنارم دستشو گذاشت رو شونم گفت گریه نکن مشکلت حل میشه
گفتمچجوری
گفت کافیه بگی ب حق فاطمه ی زینب
جالبش اینجاست بعد ی مدت مشکلم حل شد