خانه دل تنگ غروبی خفه بود مثل امروز که تنگ است دلم پدرم گفت چراغ و شب از شب پر شد من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید زود بر خواهد گشتابری اهسته به چشمم لغزیدو سپس خوابم برد که گمان داشت که هست این همه درد در کمین دل آن کودک خرد ؟ آری آن روز چو می رفت کسیداشتم آمدنش را باورمن نمی دانستم معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر ؟
نی نی سایت همه ناشناسن به همین خاطر همه راحت حرف دلشونو میزنن سخت نگیرید. گوربا دوست ، چای دوست و طبیعت دوست . Ceraunophile# ای عشق تو مگذار ! ای عشق تو مگذار! که من به پیری برسم
من ازنسل زنانی ام که اگردلشان بگیرد،به جای شکستن وضومیگیرند...بجای فریادقرآن بازمی کنند..وبجای تکیه برآدمها،برآسمان تکیه میزنند🙂🌺افرادمذکردرخواست ندین باتشکر🙂هم علی مال من است وهم عمر♡داغ عشق هردودارم درجگر♡هردویاران پیامبربوده اند♡آن دوباهم چون برادربوده اند♡بینشان کینه نبودازیکدگر♡بلکه دامادعلی بوده است عمر♡ای که آنان راعدوزانی زکین♡ای بدان خارج شدی ازراه دین♡دردل فاروق واهل سنت است♡این چنین عشقی یک نعمت است♡