2777
2789
عنوان

مادر شوهرم بچمو میبره خونشون

164 بازدید | 2 پست

پسرم سه ماهش نوه اول در کل عزیزه خیلی برای خانواده همسرم، من طبقه پایین میشینم مادر شوهرم بالا، هر روز روزی چند بار میاد بچه رو ببینه یا ببره پیش خودش من حرفی نمیزنم خوش رویی میکنم ، ولی مثلا وقتی پسرم داره خوابش میبره میاد بغلش میکنه بوس خلاصه خواب از سرش پرید گفت میبره بالا دیدم صدای گریه اش اومد پایین رفتم بالا با چهره خسته ( شب تا صبح بیدار نی نی ام) گفتم بدین ببرم بخوابه دیدم چند ساعت بعد به شوهرم میگفت انگار بچه رو دست و پاش بسته بودم زنت اومد نگران برد، یا زنگ میزنه ببرمش خونه مادر خودم زودی میام منم رودروایسی میمونم به نظرم احترامش دست خودش نگه نمیداره 

سعی کن حد و حدود رو ب شوهرت بفهمونی ک بهشون بگه

پسرمنم نوه اول پسری ولی الان ک 5سالع شده اجازه میده بره خونه مادرشوهرم دو سه ساعت بمونه

خونمون در حد دو خیابون کوتاه فاصله داره

کی گفته من احساس ندارم؟من هر یکساعت یکبار احساس گشنگی میکنم😌😌کاربری های چلوکباب کوبیده هستم،چلوکباب کوبیده باریحان،چای ماسالا،پفک نمکی و...بقیش رو که یادم نیست رو به باد دادم🥴🥴

سر بچم با هیچ مس تعارف ندارم حتی به همه اعلام کردم شب ۸ خوابه و ۷ به بعد نمیتونم پذیرای مهمان باشم حتی شام دعوت شدم و نرفتم برام مهم نیست ناراحت بشن.اجازه نده.مخصوصا اصلا نباید تنها بفرستیش

تنها دلیل ادامه دادنم تو روزهای سخت فقط تو بودی مامان.بمونی برام عزیزتزینم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792