مامانم جلو همسرم اصلا درست رفتار نمیکنه همش جنگ میندازه با پدرم
همش طرف داداش بزرگترمو که اعتیاد داره میگیره
همش مارو میخاد بسوزونه بخاطرش
همش منت میذاره واسه بزرگ کردنم
دائم دروغ میگه به بابام همسرم متوجه میشه
خسته شدم واقعا همسرم دیدگاهش نسبت ب خانوادم داغون شده
همش میگه چرا
چرا اینجورین؟چرا اونجورین؟نکنه رو زندگیمون تاثیر بزارن
من چی بگم اخه
پشیمونم دو سال عقد موندم
باید همون اول فقط یه خونه اجاره میکردم بدون عروسی میرفتم
در صورتی که خودشون ازم خواستن همه چی پرفکت باشه خونه بخرم ماشین بخرم عروسی بگیرم ولی بیشتر صبر کنم
واقعا پشیمونم