نمیدونم شانس من ک هرکی میومد راه میدادن
میخواستم استراحت کنم ۱۰۰ نفر تو اتاق بودن
پرسیدم پایین مگ نگهبانی نداره
مادرشوهرم گفت ب نگهبان پول دادم هرکی خواست بیاد اینجا راه بده
ادم میخواد شیر بده میشینن بش ذل میزنن
من ک اذیت بودم
یا میومد نظر میداد بچه اینجوری بگیر
اینجوری شیر بده
کی پس راه میری
پاشو راه برو
دلم میخواست خودمو تیکه تیکه کنم