2777
2789
عنوان

بفرمایید مشاعره💕➕دوستان اهل شعر🌱

| مشاهده متن کامل بحث + 2192 بازدید | 398 پست
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا یار توی غار توی خواجه نگه دار مرا 


آتشی
 افتاده در جانم ، مرا نابود کرد 

بغضِ پشت چشم گریانم مرا نابود کرد 

هیچ کس سنگ صبورم در شب غم ها نشد 

دردهای تلخ و پنهانم مرا نابود کرد


غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
من را بگذارید به پایان برسدشاید لت و دارن به خیابان برسد

در نگاه خلق از دیوانگان کم نیستم 

فکر زخمی دیگرم دنبال مرهم نیستم

 آدما حتی اگه بخوان هم نمیتونن نسبت به هم بی تفاوت باشن/ صبر میکنم تا صبرم تمام شود، صبر میکنم تا خدای مهربان به من اجازه‌ی انجام کارم را بدهد، صبر میکنم تا از صبرم کوه ها آب شوند، صبر میکنم تا صبر بداند من بر چیزی تلخ تر از صبر، صبر کرده ام

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دیگر گذشته از سر و سامان من مپرسمن بی‌تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام

من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه
تیرم به خطا می‌رود اما به هدر، نه

دل خون شده وصلم و لب‌های تو سرخ است
سرخ است ولی سرخ‌تر از خون جگر، نه

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟ آری! با اهل نظر؟ نه!

بدخلقم و بدعهد، زبان‌بازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر… نه

خدایا حال دلم رو خوبتر کن
مادر موسی چو موسی را به نیل  درفکند از گفته رب جلیل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزن ...


هوای
 گریه دارم، بغض از من

فقط یک شانه ی مردانه از تو

رها در گرمیِ آغوشت از من

پناه این دل دیوانه از تو

غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
یک آدم را دوبار پیدا نخواهی کرد.حتی در همان آدم!

دقیقا🤌👍

مثل شربتهای تلخ کودکی هایم شدی ناگوارایی ولی من را مداوا میکنی....

کاربر آقام..خدایا میشه تو برا عزیزام درست کنی.....

از روی لبم خنده و لبخند گرفتی از سفره ی شیرین دلم قند گرفتیبعد از تو ، همه زندگیم سخت فرو ریخت انگار ...

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

هوای گریه دارم، بغض از منفقط یک شانه ی مردانه از تورها در گرمیِ آغوشت از منپناه این دل دیوانه از توغ ...

احسنت واقعا همه اشعار رو خودتون سرودید؟

من که کم آوردم معلوماتم ته کشید 😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792