2777
2789
خب شما الان از اینکه تو خیابون تنهات گذاشته رفته دنبال یه کار دیگه (حالا کار برادرش یا هر کس دیگه) ن ...

من گفت اوکی کارت مهم بود پس حداقل برام ماشین میگرفتی اوکی نگرفتی حداقل زنگ میزدی ببینی رسیدم یا ن 

قاطی کرد ارع داداشم بود نمیتونم رو داداشمو زمین بندازه برا تو ماشین بگیرم گفتم خودش گفت مهم نبود گفت داداشم برا من خیلی کارا کرده نمتونستم بگم ن بهش بعدشم بلاکم کرد 

ولش کن فردا خوب میشه 

انقدر لجباز ک فقط بلد ناراحتم کنه دوهفته بود همو ندیده بودیم چون داداش مسافرت بود و باید جا داداشم کار میکرد اون  ی روزم ک باهام بودیم کوفتم شد 

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اها خوبه شما قبلش دوست بودین بااخلاقای هم اشنا بودین و همو دوس داشتین این عالیه منم میگم کاش با کسی ...

نه با اینکه دوست بودیم من خوب نشناخته بودمش اما اره دوستش دارم اما با بعضی رفتاراش ازش متنفر میشم دوباره بعد خر میشم 

من گفت اوکی کارت مهم بود پس حداقل برام ماشین میگرفتی اوکی نگرفتی حداقل زنگ میزدی ببینی رسیدم یا ن&nb ...

بلاکت کرد؟!!؟چند سالشه؟؟!!!! صبر کن آروم که شدین بعد منطفی باهاش حرف بزن متقاعدش کن برید مشاوره . فکر کنم مشکلتون بیشتر نداشتن مهارت گفتگو باشه

هیچ چیز مانند رفتار افراد یک جامعه با کودکان ،شرافت آن جامعه را نشان نمیدهد . (نلسون ماندلا)                          جالبه بدونید بچه های مردم هم شامل این قانون میشن!
نه با اینکه دوست بودیم من خوب نشناخته بودمش اما اره دوستش دارم اما با بعضی رفتاراش ازش متنفر میشم دو ...

منم همش یاد خوبیاش میفتم دوباره یاد حرفا و عصبانیتش میفتم میگم بهتر جدا شدم😂چون بیشتر ادم منطقی هستم احساساتم خیلی کمه

منم همش یاد خوبیاش میفتم دوباره یاد حرفا و عصبانیتش میفتم میگم بهتر جدا شدم😂چون بیشتر ادم منطقی هست ...

منم زیاد احساساتی نیستم اما خیلی وقته با همیم انگار بهش عادتم کردم همش میگم شاید بعدا خوب بشه 

منم زیاد احساساتی نیستم اما خیلی وقته با همیم انگار بهش عادتم کردم همش میگم شاید بعدا خوب بشه 

عقد کردین؟اگه عقدین دیگه خیلی به زندگیت برس خیلی هواشو داشته باش خیلی سعی کن خوب باشی و گیر ندی...خوشبخت باشی گلم

ما داشتیم. همش سر خانوادش

ما هم سر اینکه نمیتونست به پدرش نه بگه و میگف برو بمیر باید میرفت میمرد. همش گریه میکردم من یادمم میاد حالم بهم میخوره حتی اوایل عروسیم همینطور بود . ایقد برام سخت گذشت که با وجودی خیلی دوسش داشتم اگر بخاطر مامانم نبود حتما حتما جدا شده بودم . ایقد دییونم کرد پدر شوهرم تالا ده بار به خواهر شوهرم گفتم و دلم خنک نمیشه.اونم کاملا حق میده فقط میگه فراموش کن زندگیت بکن.آخرم بهش گفتم بخواد ایجور باشه دیگه مخوام جدا شم که به مرور درست شد

خدایا از رحمتت نا امید نیستم
ما هم سر اینکه نمیتونست به پدرش نه بگه و میگف برو بمیر باید میرفت میمرد. همش گریه میکردم من یادمم می ...

اولاش سخته...‌ بعد کم کم بهتر میشه. من بعد از دوسال یه کم بهتر شده و علتشم اینه که با افرادی که مداخله میکنن سعی میکنم کمتر رفت و امد کنم. هرچند هنوزم وقتی یه حرفی میزنن من درست جوابشونو نمیدم و بعد هی حرص میخورم که چرا هیچی نگفتم

دستهایم را در باغچه میکارم. سبز خواهم شد...سبز....سبز...سبز   .و پرستوها در گودی انگشتان جوهری ام تخم خواهند گذاشت
اولاش سخته...‌ بعد کم کم بهتر میشه. من بعد از دوسال یه کم بهتر شده و علتشم اینه که با افرادی که مداخ ...

اره من هنوزم پدرش اخلاقش همیجور بی شعوره. همشونم میدونن و حق میدن ولی من اصلا نمیتونم جواب بدم وقتی رفتم خونه گریه میکنم.الان یه مدته خیلی کمتر میرم . ینی انگار خاله زنکاس بخدا از صدتا مادر شوهر بدتره. مادر شوهرم اوایل یه تیکه های میومد ولی الان خدایی خوبه و همه حرفای پدر شوهرم به من حق میده.

خدایا از رحمتت نا امید نیستم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز