روانکاوی یا هیپنوتیزم برو شاید ریشه این افکار مشخص بشه، بهتر بتونی حلش کنی
و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت میکشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر میشوند و مثل یک درخت توخالی ، پوستهای بیش نیستند. و عاقبت به روزی میافتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمیدانند چرا زندهاند…
دوستای قشنگم این کاربریم رو برای همیشه میبندم امیدوارم روزهای شادی پیش روتون باشه پر از خنده و موفقیت و شادی 😍 هرمشکلی داشتید اول با توکل به خدا دوم با تلاش و سوم با دعا حلش کنید 💚
ن عزیزم دور از جونتون خاله ی من حتی به غذا خوردنم حساس شده شورهش و بچهاش هم مث خودش کرده اصن خونشون نمیتونه بره خونه پدر بزرگمن حتی جایی ک میخواد بشینه مشخص کرده یه جا دیگه نره روزی چند بار حموم میره لباسارو هرروز روزی دوبار میشوره
اصن کسی نمیتونه نزدیکش بشه خیلی خودشو عقب میکشونه نمیتون تو اجتماع باشه
دکتر رفت بهش گفت تنها راهش اینه خودش یا اراده کنه یا اب جلبک بخوره یا معتاد بشه که خودش میگه میخواد حتی گریه میکرد و میگفت اما نمیتونه جلبک هم خب نمیتونه بخوره معتاد هم بشه ترکش سخته