2777
2789
عنوان

مادر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 1009 بازدید | 142 پست
تهران

اوه اوه این همه راه هر هفته میرید خوب خطرناکه مخصوصا زمستون.

شل بازی در نیار

منم پدر مادرم یه شهر دیگه هستن ولی با مادرشوهرم یه شهر هستیم ولی ما دقیقا منتها علیه شمال اونا منتها علیه جنوب!!!! در کل از اتوبان ۲۰ دقیقه راهه. هر ۵ شنبه جمعه عادت کرده بود میرفتیم اونجا شب باید میخوابیدیم خونشون. بخدا خییییییلی سختم بود. عذاب. هر بار با التماس و چقدرررررر باج دادن راضیش میکردم برگردیم خونه خودمون با اینکه با مادرش اینا توی یه شهریم!

ولی دیدم عادت کرده به باج گرفتن. منم دیگه نرفتم. یعنی ۵ شنبه ۸ یا ۹ شب میریم تا ۱ اینا میشینیم بعدش برمیگردیم. 

حالا چه پروسه ای کمک کرد که راضی بشه بماند ولی در کل میگم باید از یه جایی به بعد به خودت بیای و این پروسه رو متوقف کنی.

به خودت، سلامتیت، وقتت و تفریحات شخصیت بها بده.

دکر از جون جاده هست یه دفعه یه بلایی سرتون بیاد چی؟!!!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

شما خانواده شوهرتون تو شهرتونن ماهی چند بار میرید خونشون

ما تو یه ساختمونیم ولی اونا دو تا خونه دارن چند وقته یکی هم تو شهرستان دارن ولی وقتی تهرانن هر دوهفته یکبار میریم.

پسرم ❤❤😍😍😘😘
ی مدت نرفتیم کمش کردیم مادرشوهرم زنگ زد ب مادرم با داد ک تو نمیزاری بیان هرچی دلش خواست گفت

واااا🤤🤤🤤🤤

یکم تجدید نظر کن

اونوقت اختلاف داشتین و زنگ زد اون چرت و پرتا رو به مامانت گفت؟

استارتر خیلی شل اومدی به مامانت زنگ زده دعوا بعد دوباره تو رفتی ؛اصلا بیاد شیشه هاتونو بیاره پایین نرو عزیزم حالا میگیم دریا رو دوست داری میری بهار و تابستون برو اخه که چی الان میری.

پسرم ❤❤😍😍😘😘
عکس العمل مامانت چی بود؟ بعد شما ببخشی مثل خنگولا دوباره پاشدی تند تند رفتی که بگن ترسیده؟!!!

هیچی مامانم کلی گریه کرد و بعد بیخیال شد

البته شوهرم تو این زمینه ازم حمایت کرد

زنگ زده بود با مادرش دعوا کرده بود

یک هفته هم اصلا بهشون زنگ نزدیم نه شوهرم نه من

هیچی مامانم کلی گریه کرد و بعد بیخیال شد البته شوهرم تو این زمینه ازم حمایت کرد زنگ زده بود با ماد ...

والا من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتم. الانم اصلا اعصابم نمیکشه

اگه ادامه بدی تا عمر داری سوارتن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108