من خیلی با دختر داییم خوب بودم خیلی دلی دوسش داشتم آخرین بار رفتیم یه شهر دیگه کرایه های گرون حساب کردم
نهار پولی نمونده بودم ولی رفتم فست و فود گرفتم چون گفت دوست داره همین
من گوشیم ساده بود اون لمسی بعد چند وقت گوشی گرفت واتساپ نصب کردم شماره ش هم داشتم نه پروفایل داشت نه وضعیتی چیزی من حتی بفکرم نرسید چرا پروف نداره یا استوریش نمیاد اصلا بهش فکر نکرده بودم گفتم شاید شماره م حذف شده
تا اینکه گوشی خواهرم داد دستم رفتم واتساپ دیدم هم پروفایل داره هم بیو و استوری با یه شماره دیگه چک کردم دیدم مسدودم!
بدون هیچ دلیلی اینقدر حسادت کرد
که پسر عموش خواستگارم بود پروندش
بعد حضوری که میدید خیلی خوب رفتار میکرد باهام
وقتی هم رفتم دانشگاه زنگ زد بهم که میخوام بیام دانشگاه همون دانشگاهی که بودم و همون رشته منو بخونه!
خداروشکر قطع ارتباط کردم