2777
2789

خودش خیلی وقته که لباس بیرونی نداره اصن آخرین باری که برای خودش لباس خرید برج ۱۱ پارسال بود 

ن اینی که گذشت هااا یازده ی چهارصدو دو 

یعنی الان یکسال و نیم میگذره 


جالبه چندتا عروسی و جشن رو با لباس معمولی و کهنه رفت. هر بار گفتم بخر گفت ن فعلا ندارم یا خرج واجب تری دارم 

 

الانم دوتا عروسی دعوتیم یکی پسرداییشه و یکیشم رفیق صمیمیش

حالا پسرداییش تازه خونه ساخته وضع مالیشم خیلی خوب نیست  میخاد عروسی بگیره کم اورده شوهرم میگه خودم براش کت شلوار دامادی و دیجی عروسی رو میگیرم 

تازه بعد عروسی هم باید حداقل یه ملیون پاگشا کنیم 

من واقعا خسیس نیستم دوسدارم کمککنم  اما وقتی میبینم هنوز خودم و دوتا بچهام و شوهرم برا خودمون نخریدیم زورم میاد بره پول دیجی بده اقا اگه نداره مجبور نیس دیجی بیاره 


بعد بش میگم برا خودت چی میگیری؟؟  میگه من فعلا نمیگیرم همون قبلیا رو میپوشم که بخداااا کهنه حتی رنگشون کمرنگ شده 


تروخدا بگید من چی به این آدم بگمممم 


من یه مانتو خریدم دوتومن شد امدم خونه دیدم ن به شلوار نه به کفشم ن به شالم میاد بخدا زهرمارم شد هی میگم ست  بخرم براش یا نخرم 

اونوقت این چن روز پیش رفیقش و داداشش عروسی کردن به هرکدوم دوتومن پاگشا داد 


درآمدش بدک نیست ولی من بچه شیرخشکی و پوشکی دارم یه مدرسه ای هم دارم 

دندون شوهرم چندددد ساله مشکل دارن نیاز به زیبایی دارن وسیله های خونم نصفش خرابه 


چی بگم من 🥺

.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

درکت می کنم منم بودم سختم بود ولی دلت رو بزرگ کن که خدا بهت زیاد بده

خیلی سال پیش پسر عمم می خواست عروسی کنه. پدر مادرش فوت شدن و پول کم داشت ما کلی از خودمون زدیم و پدرم خرج عروسی رو بهش داد واجب نبود ولی دلش رو شاد کردیم. گناه داشت

قبول نمیکنه دوتا عید گذشت بش گفتم بیا سایز کن گفته نخر خودم میخرم پیچونده

توام مثل خودش گوش نده بخر بگو دیگ پس نمیگیره

میجنگم میدونم سخته ولی تا پیروز نشم دست نمیکشم

تنها راهش اینه براش خرج بتراشی تا پول تو دست و بالش نمونه و از همون پولها برای خودش هم لباس بخری

چندبار خریدم نپوشیده یا مجبورم کرده پس بدم. 

قبلا خیلی میخرید اما الان اینجوری شده

.
درکت می کنم منم بودم سختم بود ولی دلت رو بزرگ کن که خدا بهت زیاد بدهخیلی سال پیش پسر عمم می خواست عر ...

عزیزم منم بش گفتم کت دامادی رو بخر اما دیجی واجب نیست مگ عروسی من برام دیجی اوردن 

.
چندبار خریدم نپوشیده یا مجبورم کرده پس بدم. قبلا خیلی میخرید اما الان اینجوری شده

تهدیدش کن و بگو با این لباسها باهات عروسی نمیام و کسی را هم خونه راه نمیدم وحتما عمل کن بهش بگو یاد بگیر سرت تو زندگی خودت باشه بی پولی بقیه به تو ربطی نداره

من باشم کله شوهرم میکنم چون اول باید الویت خودش و خانوادش باشن همینا بعدا به یه جا برسن شوهرت نگاه نمیکنن چون بابای خودمم همین بود الان اونا از بابام پولدارترن بابای من که مستاجره مسخره میکنن

فقط 2 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️

تهدیدش کن و بگو با این لباسها باهات عروسی نمیام و کسی را هم خونه راه نمیدم وحتما عمل کن بهش بگو یاد ...

دقیقا نمیدونم یهو چش شد

چن وقت پیشم برا یه فقیر کت دامادی خرید انشالله خدا ازش قبول کنه ولی ن اینکه از واجباتش بگذره 

همین پسرداییش از شوهرم خیلییییی بهتر لباس میپوشه

.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز