2777
2789
عنوان

شوهر بی فکر

271 بازدید | 21 پست

یه چی میخوام بگم خواهشا قضاوت نکنید و بجای سرزنش یه راهکار بدین .شوهرم میل جنسی کمی داره یا کلا خیلی براش مهم نیست .منم یه اخلاقی دارم که نمیتونم به هیچ وجه خودمو کوچک کنم تو این موضوع.اگر بخوام مطرحش کنم میزنم زیر گریه و خیلی خیلی بهم فشار میاد گفتنش و اعصابم بهم میریزه .تا حالا هم شده با کلی بدبختی گفتم و فقط همون یه بار درست شده ولی دوباره روز از نو .گاهی حس میکنم دارم با یه سیب زمینی زندگی میکنم .یوقتا هم که خودش میخواد میگه زودی دستی کارو تموم کن چون بچه داریم .این دیگه بیشتر روانمو بهم میریزه.خیلی عصبانیم از دستش گاها برای خالی کردن عصبانیتم خودارضایی میکنم و فیلم میبینم ولی بعدش مثل چی پشیمون میشم و حال روحیم بدتر بهم میریزه .شوهرم یجوری کارو تموم میکنه که اگه مطرحش کنم هم مقصر من میشم .منم نمیخوام بیشتر از این فشار تحمل کنم .تورو خدا منو نجات بدین بگین چه کنم؟؟؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

باید برید پیش س.ک.س تراپیست

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

میدونم یه جور قضیه مرغ و تخم مرغهولیاوضاع خونتون چطوره؟ فضا شاد و گرمه؟ تفریحای مشترک دارید؟

همه چیزمون رو ریتمه.دوستم داره و برام تلاش میکنه ولی سر این موضوع خیلی بی بخاره.همش هم میگه میترسم تو اذیت بشی و فلان .حرف تو دهن من میزاره .

یه سری کارها میشه کرد عزیزم بهتر میشه ولی فکر نکنم زمین تا اسمون فرق بیاره چون ...

من خودمم میل بالایی ندارم ولی وقتی  بعد یکی دوهفته میگه عذر میخوام دستی میخوام بزنم لهش کنم

خب باهاش حرف بزن ببین مشکلش چیه شاید با یه دکتررفتن حل بشه

من خودم خیلی تلاش می‌کنم موضوعو باز کنم ولی توانم نمی‌کشه زیاد در موردش حرف بزنم .ببینم علاقه نشون نمیده و سنگ رو یخ میشم اونوقت دیگه میخوام زمین دهن باز کنه برم تو زمین .چون حس میکنم تمام وجودم میشکنه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز