یکی از اقواممون خواهرزنش مجرده دختره کلا اینجوریه که با همه هست و مادرشم همینطوره مثلا دوست پسراشو میاره خونه و مادرشم اینجوریه
پدرشم اصلا براش مهم نیست
مردم به دامادش که میشه فامیلمون مدام تیکه مینداختن که خواهرزنت و مادرزنت فلانن و ...
اینم به رگ غیرتش بر میخوره شب میره جلوی در خونه پدرزنش میبینه یه پسره داره خواهرزنشو پیاده میکنه از ماشین تا میخوره میزنه پسره رو
با آجر میزنه تو سر پسره الانم اون پسره رفته تو کما
این فامیلمونم بازداشته از اونور پدرزنش اعاده حیثیت کرده از داماده و زنشم میگه طلاق میخوام
بنظرتون کارش درست بوده؟یعنی باید دخالت میکرده؟یا بیخود وارد ماجرا کرده خودشو
میگه واسه این اینکارو کردم که فردا نیان پشت سر زن خودم صفحه بذارن