من روز عمل کلیه ام
صبح ساعت ۵ باید بستری میشدم بابام و داداشم من و مامانم رو گذاشتن بیمارستان رفتن صبحونه بخورن😂🤦🏻♀️
هنوز عقده اش رو دلمه که منو داشتن بیهوش میکردن اونا ریلکس میخوردن
خیلی این چیزا برا من عادیه دیگه🫠
ولی واقعا خیلی اون لحظه ک رحمت غش کرد خندیدم