دغدغه های مالی دانشجویی من خداروشکر تا قبل خیلی نه چون واقعا بابام کمکم میکرد الان هروقت زنگ میزنم خونه مادرم میگه پول نداریم و... خب من تو شهر غریب دلم داره میترکه خب چکار کنم خرجا گرون من شهریه سنگین هم میدم اووف پول دارم ولی ن مثل قبل و اینکه مادرم دستش تو جیب خودش نیست میناله پدرت پول نمیده کاش سرکار بودم از اونطرف باز من عذاب وجدان کاش من زودتر برم سرکار حداقل مادرم به نصف چیزایی میخواد برسونم از اونور آرزوهای خودم چیی میخواستم دوباره درس بخونم چرا زندگی یهو اینقدر سخت شد