2777
2789
عنوان

عشق

94 بازدید | 0 پست

عشق بازی نه من آخر به جهان آوردم
یا گناهی ست که اول من مسکین کردم

تو که از صورت حال دل ما بی‌خبری
غم دل با تو نگویم که ندانی دردم‌

ای که پندم دهی از عشق و ملامت گویی
تو نبودی که من این جام محبت خوردم

تو برو مصلحت خویشتن اندیش که من
ترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم

عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم
و گر این عهد به پایان نبرم نامردم

....

گاهی نفس کشیدنت درد است و نکشیدنت مرگ...چه باید کرد درد کشید یا ... تو را گم کرده ام یا خویش را نمی دانم ...بعضی حرفها از جنس دردند ... گاهی کلام آنقدر درد دارد که در اعماق وجودت آن را احساس می کنی....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز