بچه ها دلم واقعا ازین شوهر گرفته چند شب بعدظهررا میره ملاقات پدرش ملاقات فقط از ساعت 3 تا 4 این میره تا 8و9 شب نمیاد تو روستا زندگی میکنیم شهر نزدیک روستامون نیم ساعت راهه تا روستا اونجا بستریه اون شب زنگ زدم که چرا دیر اومدی بخاطر همون کلی دعوا راه انداخت الانم دلم میخواد پیام بدم آخه چرا انقد دیر میاد
بخدا از تنهایی پوسیدم خسته شدم همش تنهام میزاره خودش میره شهر برا خودش میگرده