2777
2789
عنوان

بابام پنج روزه برنگشته خونه

221 بازدید | 14 پست

سلام خانوما من حدودا ۱۵ روز دیگه کنکورمه چند روز پیش پدر و مادرم دعوا کردن و الان ۵ روزه ک پدرم برنگشته خونه

خود پدرم دعوا رو شروع کرد و من و مادرم تقصیری نداشتیم خیلی تنش و فشار عصبی رومه واقعا نمیدونم چیکار کنم توروخدا میشه کمکم کنید

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یعنی خبری نگرفتین ببینین کجاست، اگر جاش خوبه بشین سر درست دعوای زن و شوهریه خودشون باید حلش کنن

و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می‌کشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر می‌شوند و مثل یک درخت توخالی ، پوسته‌ای بیش نیستند. و عاقبت به روزی می‌افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمی‌دانند چرا زنده‌اند…

اره ولی نمیاد خونه

ولش کن اونا اخرش آشتی میکنن تو درس ات بخون بهتر حداقل دیگه تو خونه بحث نیست الان آرامش ات بیشتره 


از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند

اره ولی نمیاد خونه

ولش کن اونا اخرش آشتی میکنن تو درس ات بخون بهتر حداقل دیگه تو خونه بحث نیست الان آرامش ات بیشتره 


از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند

رفته که بهتر .تو بشین درستو بخون.از اسمون سنگ هم اومد بشین درستو بخون و کارهایی که دوست داری هم بینش انجام بده که حالتو خوب کنه و بتونی درس بخونی.مثل حموم رفتن.اهنگ گوش کردن.خرید تنقلات.و غیرهه

هر چی هست دنبال بهانه بوده بره تو تمرکز کن رو درست نگران نباش میاد

هر کاری میکنم نمیتونم کلی تلاش کردم الان اینجوری شده دارم نابود میشم از فکر و خیال و ترس

یعنی خبری نگرفتین ببینین کجاست، اگر جاش خوبه بشین سر درست دعوای زن و شوهریه خودشون باید حلش کنن

ی باغ داریم معمولا میره اونجا اما هیچ وقت اینطوری نکرده باهامون که نه شب بیاد ن روز ۵ روزه تنهاییم فکر و خیال دیوونم میکنه 

ی باغ داریم معمولا میره اونجا اما هیچ وقت اینطوری نکرده باهامون که نه شب بیاد ن روز ۵ روزه تنهاییم ف ...

زنگ بزن باهاش حرف بزن خب یا پیام بده بابا جونم کجایی

و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می‌کشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر می‌شوند و مثل یک درخت توخالی ، پوسته‌ای بیش نیستند. و عاقبت به روزی می‌افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمی‌دانند چرا زنده‌اند…

برای تخلیه احساست یه کاغذ بردار خط خطیش کن بعد هرچی بد و بیراهه روش بنویس هرچی که تو قلب و ذهنته

تا جایی که تخلیه بشی کامل بعد کاغذو ریز ریز کن بریز بیرون



دوباره یه کاغذ بردار بنویس که شما دار و ندار پدرتونین

عشقیش همه وجودشین و و و خلاصه هرچی به ذهنت رسید



در نهایت کاری به پدرتون نداشته باشین بذار سرش یه هوایی بخوره اروم میشه خودش میاد

آدمِ اَمنِ آدم‌هـا باشیـم 🌱
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792