حقیقتا عذاب وجدان دارم البته سه دیقه نشد که یه نفر به پاشد ولی من مغزم قفل کرده بود از طرفی از ۴ صب سرپا بودم نمیتونستم وایسم اصلا پاهام گز گز میکنه هنوزم بعد بغل من یه خانم حدودا ۶۰ ساله بود خداشاهده زاویه پاهاش ۱۶۰ درجه اینا میشد اونقدر باز نشسته بودن جای دونفر میشد قشنگ بیشتر داشتم با خودم فکر میکردم به این خانم بگم یکم جمع جور بشینه این حاج خانوم هم بشینن داشتم جمله بندی میکردم که دیدم یه نفر دیگه پیاده شد دیگه حاج خانوم سرجای اون خانم نشست تا آخر روم نشد بالارو نگا کنم🥲😂بنده خدا پیرزنه اونور داشت از بدی های جوانان امروزی میگفت نمیدونست جوان امروزی که من باشم از روی بیشعوری نبود بلکه فقط مغزش قفل کرده بود
یه چیزی بگین عذاب وجدانم کم شه😂آخه باور کنین خانومی که بغل دستم بود اونقدر جادار راحت نشسته بودگفتم الان من پاشم زاویه پاهاش از ۱۶۰ درجه به ۱۸۰ درجه تغییر پیدا میکنه